close
تور ترکیه
خنده
منوی اصلی
نویسندگان
موضوعات مطالب
لينك دوستان
آمار
» افراد آنلاین : 1
» بازدید امروز : 2
» بازدید دیروز : 0
» هفته گذشته : 2
» ماه گذشته : 17
» سال گذشته : 2110
» کل بازدید : 32309
» کل مطالب : 15
» نظرات : 7
درباره وبلاگ

خبرنامه
برای اطلاع از بروز شدن وبلاگ ایمیل خود را وارد کنید
آرشيو مطالب
نظر سنجی
كدام يك از مطالب زير شما را بيشتر جذب كرده؟
آمار و امكانات
طراح قالب
اطلاعيه
درباره : نيوشا ضيغمي ,

براي تبادل لينك مي توانيد از طريق نظر دادن اقدام كنيد


نوشته شده در دوشنبه 29 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 461 | لينك ثابت |

نيوشا ضيغمي
درباره : نيوشا ضيغمي ,

براي ديدن عكس ها ادامه مطلب را بزنيد

http://www.cinegah.com/NewsImages/nyoosha-zeighami14.jpg


ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 29 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 9095 | لينك ثابت |

نظر

نظر يادتون نره

نظر يادتون نره


نوشته شده در دوشنبه 29 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 391 | لينك ثابت |

كاريكاتور#1

http://www.tafrihi.com/photo/caricarure/Lolaii.jpg

براي ديدن كاريكاتور ها ادامه ي مطلب را كليك كنيد


ادامه مطلب

نوشته شده در دوشنبه 29 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 579 | لينك ثابت |

شتر و بچه شتر

روزي ميان شتر مادر و بچه اش كفتگويي آغاز شد:

بچه:چرا ما كوهان داريم؟

مادر:چون بتوانيم در موقعي كه در بيابان هستيم غذاي مان را در آن نگه داريم.

بچه:چرا ما پاهاي بلند و كف پاي گرد داريم؟

مادر:براي راه رفتن در صحرا بايد پاهايمان اينجوري باشد.

بچه:چرا مژه هاي ضخيم داريم؟

مادر:چون ماسه در صحرا در چشمانمان نرود.

بچه: فهميدم كوهان براي ضخيره ي غذا است.پا هاي بلند براي راه رفتن بهتر و مژه هاي ضخيم براي جلوگيري از رفتن شن به چشم.

مادر:آفرين!

بچه:يه سوال مونده.

مادر:بپرس

بچه اگه اين همه چيز ها براي بيابان است پس چرا ما در اين باغ وحشيم!!!!!!







نوشته شده در شنبه 27 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 451 | لينك ثابت |

مهناز افشار

براي ديدن عكس ها ادامه مطلب را كليك كنيد


ادامه مطلب

نوشته شده در شنبه 27 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 637 | لينك ثابت |

طنز مادرزن و داماد

زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.

یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.

فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

 
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
 
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

امّا داماد از جایش تکان نخورد!!!!

او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.

همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.

فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود:
«متشکرم! از طرف پدر زنت»

نوشته شده در جمعه 26 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 595 | لينك ثابت |

عكس هاي امين حيايي

براي ديدن عكس ها ادامه مطلب را كليك كنيد


ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 24 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 637 | لينك ثابت |

عكس علي صادقي

براي ديدن عكس ها ادامه مطلب را كليك كنيد

 

عکس های جدید علی صادقی www.TAFRIHI.com


ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 24 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 1933 | لينك ثابت |

SMS#2

میدوني فرق تو با ماه چيه ماه فقط شبا اونم شبايه بدون برف و بارون زيباست ولي تو چه شب باشه چه روز چه برف باشه چه بارون هميشه زيبايي...

كاش قلبم درد پنهاني نداشت چهره ام هرگز پريشاني نداشت كاش مي شد دفتر تقدير عشق حرفي از يك روز باراني نداشت كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت...

گفتم زندگي چند بخش است؟؟ گفت:: دو بخش گفتم كدامند؟؟ گفت : كودكي، پيري گفتم: پس جواني چه شد؟؟ گفت : با عشق ساخت...... با بي وفايي سوخت..... با جدايي مرد...

خوشبختی مثل توپ میمونه وقتی ثابت شوتش میکنیم وقتی حرکت میکنه دنبالش میریم (ویلیام شکسپیر)...

عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی دختر یا پسر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی غذا نیست که بهش ناخونک بزنی رفیق نیست که بهش کلک بزنی عشق مقدسه که باید پیشش زانو بزنی..

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم چون مزرعه اي تشنه به باران برسيم يا من برسم به يار يا يار به من يا هر دو بميريم و به پايان برسيم

.


نوشته شده در چهارشنبه 24 شهريور 1389 توسط سجاد شاهي| تعداد بازدید : 407 | لينك ثابت |

عناوين آخرين مطالب ارسالي
صفحات دیگر